تبليغاتX
Love Is... Love Is...
 
   
 

 

 

سفر به خیر
به کجا چنین شتابان ؟
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان ؟
همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان ؟
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
سفرت به خیر !‌ اما تو دوستی خدا را
چو ازین کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
 
+ Writen At  Tue 9 Dec 2008 Time 5:33 AM  By The Same No Body  | 

ساده است نوازش سگی ولگرد

شاهد آن بودن که

چگونه زير غلتک می‌رود

و گفتن که "سگ من نبود"

 
ساده است ستايش گلی

چيدنش

و از ياد بردن که آبش بايد داد.

 

ساده است بهره‌جويی از انسانی

دوست داشتنش بی احساس عشقی

او را به خود نهادن و گفتن

که ديگر نمی‌شناسمش.

 

ساده است لغزش‌های خود را  شناختن

با ديگران زيستن به حساب ايشان

و گفتن که من اينچنينم.

 

ساده است که چگونه می‌زييم

باری

زيستن سخت ساده است

و پيچيده نيز هم.

 

+ Writen At  Sun 7 Dec 2008 Time 8:20 AM  By The Same No Body  | 

 

 
 
     
  Template Designed By : The Same No Body